تبلیغات
داستان های متنوع - رفتن به مدرسه
 
داستان های متنوع
داستانک ها,داستان های خنده دار,افسانه ها,داستان های زیبا,داستان های عاشقانه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : فرشید
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما بیشتر چه نوع داستانی در وبلاگ بگذاریم؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. 
مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. 
پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. 
مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه. 
پسر: یک که همه بچه ها از من بدشون می یاد. دو همه معلم ها از من بدشون می یاد. 
مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه. 
پسر: مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه؟

 


مادر: یک تو الآن پنجاه و دو سالته. دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی!!





نوع مطلب : داستان طنز، 
برچسب ها : داستان، داستان طنز، داستان خنده دار، داستانک،
لینک های مرتبط :

       نظرات
1390/06/19
فرشید
1396/05/17 11:13
Do you mind if I quote a couple of your posts as long as I
provide credit and sources back to your website?
My blog site is in the exact same niche as yours and my visitors would truly benefit from some of the information you provide here.
Please let me know if this alright with you. Regards!
1396/01/20 19:14
I do agree with all the ideas you have introduced to your post.
They are really convincing and can definitely work.
Nonetheless, the posts are too brief for novices.
May you please prolong them a little from next time?
Thanks for the post.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر